السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

104

جواهر البلاغة ( فارسى )

توضيح : « إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ » با تأكيد ذكر شده است . انگيزهء مؤكّد بودن آن ، اين است كه : حضرت نوح ، با اين‌كه سائل و پرسنده نبوده است بسان پرسنده گرفته شده ، زيرا خداوند متعال ، در ابتداء فرمود : « وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا » « 1 » يعنى « در منظر ما كشتى را بساز » از فرمان خداوند به ساختن كشتى ، داستان عذاب آب گرفتن ، در ذهن نوح آمد . آنگاه خداوند ، خطاب كرد : « وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا » « 2 » يعنى : دربارهء ستم‌پيشگان ، با من سخن مگو . از اينجا اين پرسش در ذهن حضرت نوح ، رخ نمود كه : آيا قومش غرق خواهند شد ؟ آنگاه خطاب آمد : « إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ » و بدين شكل ، سخن مؤكد شد . « 3 » 3 - و منها : تنزيل غير المنكر منزلة المنكر اذا ظهر عليه شى من امارات الإنكار كقول حجل بن نضلة القيسى ( من اولاد عمّ شقيق ) : جاء شقيق عارضا رمحه * انّ بنى عمّك فيهم رماح از جاهايى كه سخن ، بر خلاف مقتضى ظاهر حال آورده مىشود ، جايى است كه متكلم ، غير منكر را چونان منكر بگيرد هنگامى كه چيزى از نشانه‌هاى انكار بر او رخ نمايد . مانند سخن حجل بن نضله قيسى ( از پسران عموى شقيق ) : شقيق ، نيزه به پهنا نهاده آمد . ( اى شقيق ) بىگمان در ميان پسر عموهايت نيزه‌ها هست . فشقيق رجل لا ينكر رماح بنى عمّه و لكن مجيئه على صورة المعجب بشجاعته ،

--> ( 1 ) . هود / 37 . ( 2 ) . هود / 37 . ( 3 ) . يعنى موقعيت ، ترديدانگيز بود گرچه مخاطب ، بالفعل پرسش نكرد . بيان سخن اين است ، هنگامى به هوشمند ، سخنى ارائه گردد كه به جنس خبر ( به طور كلى ) اشاره نمايد . هوشمند ، در خبر ويژه ترديد مىكند و آن را مىجويد زيرا مىداند كه جنس ، تحقق نمىيابد مگر در فردى از افراد . از اينرو مانند سائل به آن فرد ويژه توجّه دارد ، « لا تخاطبنى » در سخن خداوند متعال ، به جنس خبر ( عذاب به طور كلى ) اشاره دارد . و « انّهم مغرقون » به عذاب ويژه‌اى اشاره مىكند كه ضمنا از « لا تخاطبنى » فهميده مىشود مانند سخن شاعر ( متنبى ) . ترفّق ايّها المولى عليهم * فانّ الرفق بالجانى عتاب اى مولى ، با آنان مدارا كن بىشك ، مدارا با تباه‌كار ، ملامت اوست . اساس ، اين بود كه خبر بدون تاكيد آورده شود زيرا ذهن مخاطب ، از حكم خبر تهى بوده لكن چون در سخن ، چيزى آمده كه اشاره به نوع حكم دارد مخاطب ، شوقمند بوده تا آن حكم را دريابد . بدين جهت به گونهء پرسندهء ترديد كننده و خواهان ، گرفته شده و القاء كلام مؤكد براى او نيكو شمرده شده تا جارى بر خلاف مقتضى ظاهر باشد .